كسرا و يلداكسرا و يلدا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

کسرا و یلدا < ما دوقلو هستیم >

فوت دایی مسعود 25.2.91

مامانیا هیچ وقت فکر نمیکردم روزی بخوام بشینم و این تاپیک رو براتون بنویسم ولی  از اونجایی که این روزگار گلچینی بیمعرفته ما رو هم داغ دار کرد...اینجا مینویسم که همیشه به یاد داشته باشین یه دایی مهربونی بود که خیلی دوستون داشت وکلی قربون صدقتون میرفت با اینکه قبل از به دنیا امدن شما سکته مغزی سنگینی کرد و مریض احوال بود ولی مرتب به ما سر میزد براتون خوراکیهای خوشمزه می اورد وکلی با هم بازی میکردین..دایی مسعود رو همیشه به یاد خواهیم داشت به خاطر مهربونیاش...
6 خرداد 1391

سیزده بدر 1391

امروز با مامان و بابا بزرگ و دایی حسین همگی رفتیم پارک آب و آتش. هوا خیلی خوب بود و جمعیت بسیاری اومده بودند. بابا حسین با کباب کوبیده حسابی حال داد... جاتون خالی همچنین تئو غفاری (که در سوئد زندگی می کنه) برای خداحافظی اومد پیشتون، بازی و خنده ... عکس ها در ادامه مطلب   محبت با رضایت دختر همسایه به کسرا. ظاهرا مقبول افتاده   غروب همان روز تئو برای خداحافظی به همراه مامان و باباش و باران اومد خونمون. خیلی پسر با نمکیه ...
19 ارديبهشت 1391

باشگاه الهیه - بازی با ...

١٥ اردیبهشت ١٣٩١ برای ناهار رفتیم باشگاه شرکت نفت. کسرا از سوپ رستوران خیلی خوشش اومد. یلدا زیاد اشتها نداشت. هرچند که هر دو حسابی آتیش سوزوندند! به کل سالن سرک کشیدند و پای میز دیگر میهمانها رفتند. عکس های پارک در ادامه مطلب ... ...
18 ارديبهشت 1391

کلاس مد

از اونجاییکه مهسا و مهلا عاشق شما دوتا هستند، وقتی که رفتیم منزل عمو عباس حسابی با شما دوتا بازی کردند و خوردندتون عکسها در ادامه مطلب ... ...
18 ارديبهشت 1391

آن روز به ياد ماندني

يازدهم بهمن ۸۹ بيمارستان شركت نفت - تهران ساعت ۸:۲۰ صداي گريه كسرا به محض تولدش موجي از سرور و غرور در وجودمان طنين انداخت و اينك دو دقيقه ديگر به تولد خواهر عزيزش يلدا زمان مونده.... حال صداي گريه يلدا...عزیز..مونس و همدم مادر اين دو فرشته آسماني زماني به جمع پدر و مادرشان پيوستند كه حدود ۹ سال از ازدواجشان مي گذشت.  زايمان زودتر از موئد انجام شد. يك ماه و يك هفته زودتر....وچه شبی رو مادر گذراندتا به صبح برسد و برای اتاق عمل آماده شود..و چقدر دلهره و ترس از تشكيك و بدگماني. خدایا اگر تو نمی خواستی شادی از همان ابتدا سرکوب میشد ولی تو بهترین ها رو برای ما رقم زدی ...ممنونتم ای بزرگ و تنها خدا بود كه مادر را قوي ساخت و به ...
16 ارديبهشت 1391

تولد تاپایان سه ماهگی-اولین نوروز

يلدا وکسرا در کنار هم-الهی همیشه در آرامش و دور از بلاها باشید ....عزیزان مامان و بابا  هیچ میدونید وقتی به دنیا اومدید هیچ کدوم از لباسهای خوشگلی که مامان بزرگ زحمت  کشیده بود و براتون گذاشته بود اندازه نبود اخه شما خوشگلا سایزتون 00 بود و مامان هم دوست نداشت لباسای گشاد و اویزون تنتون کنه..برای همین شب قبل از ترخیص رفتیم خیابون بهار و چند دست لباس زیبا برای  1 ماه اول زندگیتون خریدیم  قربونتون برم..  آقا کسرا ی مامان شما  3 ماه اول رو میشه  گفت تا 4و 5صبح بیدار بودین و با با حسین هم پا به پای تو پسر قشنگم بیدار میموند و شما رو بغل میکرد ..راه میرفت ولالایی می گفت تا کمتر گریه کنی و دلدردت یادت ب...
16 ارديبهشت 1391